محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6766

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بر آنها ظفر يابند ، اما فاجران از دنباله دارانشان غفلتى يافتند و از آن سمت هجوم بردند و نيزه هاى خويش را در پهلو و شكم شترانشان نهادند كه شتران درهمشان كوفتند ، قرمطيان به كاروانيان دست يافتند و شمشير در ايشان نهادند و همه را بكشتند بجز آنها كه به بردگى گرفتند . پس از آن سواران را تا چند ميلى عقبه فرستادند كه به رستگان از شمشير رسيدند و امانشان دادند كه بازگشتند و فاجران همگيشان را بكشتند و از زنان هر كه را خواستند به اسيرى گرفتند و مال و كالا را به تصرف آوردند . مبارك قمى و پسرش كشته شدند . ابو العشائر اسير شد . كشتگان را فراهم آوردند و روى هم نهادند كه چون تپه اى بزرگ شد . پس از آن دو دست ابو العشائر و دو پاى وى را ببريدند و گردنش را بزدند . از زنان هر كه را مورد رغبتشان نبود آزاد كردند . گروهى از زخميان كه ميان كشتگان افتاده بودند گريختند و به هنگام شب خويشتن را كشيدند و برفتند . كس بود كه جان داد و كس بود كه نجات يافت و اينان اندك بودند . و چنان بود كه زنان قرمطيان با كودكان خويش ميان كشتگان مىگشتند و آب به آنها عرضه مىكردند و هر كه با آنها سخن مىكرد هلاكش مىكردند . به قولى در كاروان نزديك بيست هزار مرد بود كه همگى كشته شدند ، بجز گروهى بسيار اندك كه توان دويدن داشتند و بىتوشه جان بردند يا زخمدار ميان كشتگان افتادند و بعد گريختند ، يا كسى كه او را به بردگى به خدمت خويش گرفتند . گويند : مال و اثاث گرانقدرى كه از اين كاروان گرفتند معادل دو هزار هزار دينار بود . از يكى از سكه زنان [ 1 ] آورده‌اند كه گفته بود : « نامه هاى سكه زنان مصرى به ما رسيد كه در اين سال توانگر مىشويد كه خاندان ابن طولون و سرداران مصرى كه سوى مدينة السلام رفته‌اند و كسانى كه وضعى همانند آنها داشته‌اند كس فرستاده‌اند كه

--> [ 1 ] كلمهء متن : ضرابين .